تبليغاتX
بحرین استان چهاردهم

قالب پرشین بلاگ


بحرین استان چهاردهم
تاریخی.فرهنگی وسیاسی
پيوندهای روزانه
روزی که امیرکبیر گریست؟!

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند.. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:9 ] [ کاوه ]
اگرقراراست که بحرین به ع رب س ت ان ملحق شود این حق مردم ایرانی بحرین است که به ایران ملحق شوند؟!

ناظران سياسي منطقه معتقدند موضوع الحاق بحرين به عربستان يك توطئه خطرناك آمريكايي است كه هدف آن متشنج كردن اوضاع خاورميانه است.

در پي برگزاري نشست اعضاي شوراي همكاري خليج فارس در رياض و توافق بحرين و عربستان سعودي براي الحاق بحرين به اين كشور ناظران سياسي با تاكيد بر اينكه سقوط آل خليفه نزديك است اظهار داشتند كه اين طرح نشان دهنده اين مسئله است كه آل خليفه براي كنترل اوضاع و مهار بحران داخلي ناتوان شده و به همين خاطر دست به دامن عربستان شده است.
اين ناظران سياسي مي گويند خاندان آل خليفه و آل سعود از طرح اين موضوع دو هدف عمده را دنبال مي كنند؛ نخست مقابله با انقلاب مردمي بحرين و سركوب شديد مردم و هدف بعدي تلاش عربستان براي فرار از بحران هاي داخلي و مقابله با انتقال الگوهاي انقلابي از كشورهاي اطراف به اين كشور است.
اين ناظران همچنين تاكيد كردند كه آل سعود با اين اقدام مي خواهد نگاه ها را از تحركات مردمي رو به گسترش در عربستان كه در اعتراض به اوضاع حقوق بشر فقدان آزادي و بيكاري و فقر شديد صورت مي گيرد منحرف كند.
ناظران سياسي با ناممكن خواندن توطئه مشترك آمريكا و عربستان اذعان كردند گرايش اكثر مردم بحرين اين است بحرين بخشي از ايران است و به جاي اينكه به عربستان ملحق شود بايد به سرزمين اصلي خود يعني ايران بازگردد.
مردم بحرين در واكنش به اين طرح معتقدند الحاق به عربستان به معناي از دست رفتن استقلال اين كشور است و به شدت با آن مقابله خواهند كرد.
مردم بحرين با برگزاري تظاهرات در منامه و شهرهاي ديگر اين كشور همدستي آل سعود و آل خليفه در طرح اين توطئه خطرناك را محكوم و تاكيد كردند كه براي حفظ استقلال و تماميت ارضي سرزمينشان تا پاي جان مبارزه خواهند كرد.
احزاب و گروه هاي سياسي مخالف حكومت بحرين نيز تاكيد كردند اين طرح شوم كه با چراغ سبز آمريكا صورت گرفته نمي تواند جلو جنبش مردمي در بحرين را بگيرد.
رئيس شوراي جمعيت الوفاق بحرين در اين باره گفت، ملت بحرين حق تعيين سرنوشت خود را دارد و همانگونه كه براي استقلال بحرين همه پرسي صورت گرفته است براي لغو استقلال اين كشور به هر عنوان كه باشد نيز بايد همه پرسي صورت گيرد.
در همين رابطه ائتلاف 14فوريه بحرين از اقشار مختلف مردم بحرين خواست براي اعلام مخالفت خود با انضمام كشورشان به عربستان سعودي به صورت گسترده در تظاهرات شركت كنند و تا زماني كه اين طرح استعماري باطل نشود به تظاهرات خود ادامه دهند.
در بيانيه اين ائتلاف آمده است: رژيم هاي آل سعود و آل خليفه براي ايجاد يك اتحاديه دوجانبه نقشه كشيده اند تا عليه ملت بحرين توطئه كنند.
ائتلاف 14فوريه همچنين اعلام كرد هر تصميمي كه از سوي اين اتحاديه صادر شود باطل و بي ارزش است چرا كه اين اقدام ناديده گرفتن خواست ملت ها است كه از نظر قوانين بين المللي حق دارند سرنوشتشان را خود تعيين كنند.
گروه ها و جناح هاي مخالف در بحرين در راستاي خنثي سازي توطئه جديد رژيم هاي آل خليفه و آل سعود تاكيد كردند كه با هرگونه ادغام بحرين و عربستان مخالفند.
گفتني است سميره رجب وزير اطلاع رساني بحرين اعلام كرد كه منامه با طرح شاه سعودي براي اتحاد با عربستان موافقت كرده است.
وي اظهار داشت، كشورهاي كوچك امروزه نمي توانند به تنهايي به بقاي خود ادامه دهند و بايد بين كشورهاي عربي چنين اتحادهايي به وجود آيد.
اين در حالي است كه كشورهايي همچون عمان و قطر از پذيرش پيشنهاد آل خليفه مبني بر پيوستن به اتحاديه عربستان و بحرين سر باز زده اند. پرسش ناظران اين است كه آيا مردم بحرين اجازه اين الحاق را خواهند داد؟
منبع:کیهان

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:24 ] [ کاوه ]
جوانان دلیروشجاع ایران شرکت خائن ایرانسل راتحریم کنید؟

خبرنگارانی که به دعوت  معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي براي بازديد از ابوموسي رفته بودند تا هم اين جزيره و جذابيت‌ها و قابليت‌هايش را از نزديك ببينند و هم شنواي وعده‌ها و برنامه‌هاي مديران سازمان براي اين منطقه نمونه گردشگري تازه تاسيس باشند.





اماآنچه باعث تعجب برانگیزشدن این سفربرای اهالی رسانه بود اقدام عجیب اپراتورتلفن همراه«ام تی ان ایرانسل»بود.پیامکی که دارای محتوای معارض بااهداف برنامه این سفربود.«ایرانسل امیدواراست سفر خوشی داشته باشیدوآرزوی اقامتی امن درام ارات م ت ح ده عربی برای شمادارد»این متن پیامی بودکه روزچهارشنبه20اردیبهشت برابربا9می2012درساعت11:32ازایرانسل به گوشی تعدادی ازخبرنگاران اعزامی به جزیره ابوموسی فرستاده شد.این پیام خوش آمدگوئی درست درلحظه ورودخبرنگاران به فرودگاه ابوموسی ارسال شد.جالب اینجاست که ایرانسل بر طبق شنیده ها آنتن دهی مناسبی در ابوموسی ندارد. 
این اقدام ایرانسل در حالی رخ می دهد که مدتی است م ق ام ات ام ارات ی با ادعاهای پوچ و واهی خود تلاش در متشنج کردن اذهان عمومی دارند و به نظر می رسد ارسال این پیامک حتی به صورت سهوا گامی در جهت این اهداف است و مسئولان مربوطه ایرانسل نیاز به دقت بیشتری  آن هم در این برهه زمانی حساس دارند .درشرایطی که ام ارات ی هاارهرابزارووسیله برای چنگ زدن به ادعاهای واهی خوداستفاده میکنندبروزچنین اشتباهاتی که به گفته مسئولان مربوطه قابل پیشبینی هم بودغیرقابل توجیه است!
.......................................................................................................................................
آیازمان آن فرانرسیده که همه ایرانیان آگاه متعهدومیهن پرست شرکت ایرانسل راکه روزانه میلیاردها تومان ازسرمایه های این ملت به جیب میزندتحریم کنندتابعدازاین نشخوارکنندگان استکبارجهانی جرات پیدانکنندکه درامورداخلی این سرزمین دخالت کنند؟
برمسئولین نظام  است که با اشدمجازات با گردانندگان این شرکت برخوردکنندزیرا حرکتی که این شرکت انجام داده حرکتی خائنانه وتجزیه طلبانه است ؟
منبع:روزگارنو

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 14:58 ] [ کاوه ]

نه ازشیخ اثری ماندونه ازشیخ نشین؟

راستی برای تازیان تازه به دوران رسیده چه پیش آمده که گنده گوئی میکنند؟اگرفکرمیکننددراین

بهارعربی پادویی وواسطه گری میکنندبدانندکه دردیارشیوخ آنهاعددی هستند؟وبایدبدانندماهیچگاه نخواسته ونمی خواهیم ژاندارم منطقه باشیم وبه هیچ کشوری اجازه نخواهیم دادکه زوزه کشان همچوم شغال آرامش میهنمان رابهم ریزد؟و با تمام وجودمان ازآب وخاک وازمنافع ملی مان دفاع خواهیم کردما به هیچ کشوری ازنوع ریزودرشتش اجازه تسلط بریک وجب ازخاک کشورمان رانخواهیم داد؟آن زمانها گذشته که کشوری ماننداستعمارپیرانگلیس بخواهدنوچه پروری کندوبتواندگوشه ای ازخاک مارااشغال کندودراختیارسوسمارخورهای تازی بگذاردماباهمت دلیرمردان وشیرزنان ایرانی تمام جزایر حوزه خلیج فارس رابه پایگاههای انسانی ونظامی تبدیل خواهیم کرد.ما این جزایر رادرحکم ناوگانهای خدادادی دانسته وبرای دفاع ازآنهاخلیج فارس ودریای عمان رابه خلیج خون فارسی ودریای خون تبدیل خواهیم کرد؟ابرقدرتهای شرق وغرب برای ساختن وبه راه انداختن هرناوهواپیمابری میلیونهادلار هزینه کرده ومیکنندحال چگونه وچطورما اجازه خواهیم دادکه یک عده سوسمارخورشکم باره به این ناوگان خدادی وارزشمند(تنب بزرگ وکوچک وبوموسی)ما چشم طمع بدوزندبایدبدانندچشمان آنهاراازحدقه درخواهیم آورد؟سوسمارخورهائی که نوزادناخلف کودتای ننگین امریکائی انگلیسی سال1332بوده اند؟سوسمارخورهای بی بوته ای که ازسراسرشبه جزیره حجاز جمع آوری شده ودراستان جلفاوه به مزدوری گرفته شده اند؟آری روزی فرا خواهدرسید که آنهارا همچون سوسمارازسوراخ صدامی بیرون خواهیم  آوردوبه دارمجازات خواهیم کشاند ؟بمانیدوباشیدتاآن روز؟ما درروزموعوددرراستای بازپس گیری جزایرجداشده ازخاک میهن هرنوع تلاش قانونی راخواهیم کردواگرلازم باشد«همه سر به سرتن به کشتن دهیم»؟زیرا این جزایربه دستورکسانی ازایران جداشده اندکه با زوربراین مردم مسلط شده وحکومت کرده اند وبا دسیسه ونیرنگ این جزایر راازخاک میهن جدا نموده وبه حامیان آمریکائی وانگلیسی خودبخشیده اند؟هیچکدام ازقراردادهای استعمارگرانه این حکام غیرقانونی وکودتائی(آن هم ازنوع امریکائی و....)که براین مردم وبراین سرزمین مسلط شده اندقبول نداشته وقبول نخواهیم کرد؟ریزه خواران استعماربایدبدانندکه خلیج فارس وجزایرمسقردرآن بخشی جدائی ناپذیرازهویت ملی ایرانیان بوده وهست وهیچ ایرانی اصیلی درطول تاریخ پرفرازونشیب این آب وخاک هویت فروشی نکرده ونخواهندکرد؟مااین جزایررافراترازنام تاریخی آن تصورمیکنیم وازنظر ژئوپلتیکی این جزایرراقلب تاریخ پرافتخاراین مرزوبوم دانسته وبرای پاسداری وپاسداشت آن ازهرآن چه که داریم خواهیم گذشت؟سوسمارخورهای تازی باید بدانندفرزندان ایران زمین درلحظات سرنوشت سازبدورازهمه تفکرات سیاسی ومذهبی، همه فرزندان راستین مام وطن خواهند شدوچنان برسوسمارخورهای تازی بتازندکه نه ازشیخ اثری ماندونه ازشیخ نشین؟فعلاهمچون شغالان گرسنه زوزه بکشیدتالحظه تصمیم گیری فرارسدوآن روزیست که کاسه صبردلیران ایرانی به سرآید؟وآن زمانیست که به دست عقابان تیزچنگ وپنجه های پولادین شیرزنان وپیلتنان این آب وخاک گرفتار آیید؟ودربرابر هیمنه وجبروت این شیرزنان وپیلتنان چنان تاب وتحمل خودرا ازدست خواهیددادکه سراسیمه یا خودرادرخلیج فارس غرق خواهید نمودویا همچون عمروعاص لباس را ازتن درآورده وتسلیم خواهیدشد؟باشدتا آن روز؟؟؟

منبع:روزگارنو

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:47 ] [ کاوه ]

روز یکشنبه بیست‌وسوم اکتبر، نصرت‌بیگم بوتو بانوی اول سابق و رهبر پیشین حزب مردم پاکستان، در سن هشتادو‌دو سالگی درگذشت. نصرت‌بیگم، همسر ذوالفقارعلی بوتو[۱] و مادر بی‌نظیر بوتو[۲] است. او نخستین زنی بود که در عرصه سیاسی کشور مردسالار پاکستان، نفوذ و قدرت چشمگیری به دست آورد و نام خود را به عنوان یکی از زنان مطرح آسیا در تاریخ ثبت کرد. "شفقت تنویر" از رهبران برجسته حزب مردم پاکستان در اعلامیه‌ای، نصرت بوتو را بانویی برازنده، رهبری بزرگ و "مادر دموکراسی پاکستان" خواند.

 
از اصفهان تا کراچی
 
نصرت حریری اصفهانی، به سال ۱۹۲۹ میلادی در اصفهان ایران از خانواده‌ای که ریشه کردی نیز داشت، زاده شد.پدر وی تاجری ثروتمند بود که از سال ۱۹۴۷ به همراه خانواده برای تجارت به کراچی رفت و در آنجا اقامت گزید. دوسال پس از این مهاجرت، نصرت با ذوالفقارعلی بوتو که در دانشگاه برکلی تحصیل می‌کرد و در آن هنگام برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش به کراچی آمده بود آشنا شد و علی‌رغم مخالفت دو خانواده، با وی ازدواج کرد. حاصل این وصلت چهار فرزند به نام‌های بی‌نظیر، مرتضی، صنم و شهنواز بود که به غیر از صنم، تمامی آنها چهره‌های سیاسی بودند و پیش از خود وی به قتل رسیدند. جسد شهنواز بیست‌وهفت ساله، به سال ۱۹۸۵ در شهر نیس فرانسه یافت شد. علت مرگ مشکوک وی از سوی خانواده بوتو مسمومیت اعلام شد. دکتر مرتضی بوتو، آکادمیسین، استراتژیست و عضو پارلمان پاکستان، به سال ۱۹۹۶ در یورش پلیس کشته شد و بی‌نظیر در یک بمبگذاری توسط طالبان در دسامبر سال ۲۰۰۷ به قتل رسید. صنم، تنها دختر باقی‌مانده از ازدواج نصرت و ذوالفقارعلی بوتو مقیم لندن بوده و تاکنون برای ورود به عرصه سیاسی علاقه‌ای نشان نداده است.
 
زندگی سیاسی بانو نصرت بوتو
 
خانم نصرت بوتو از نوجوانی یک مبارز و فعال سیاسی بود. شاید نخستین رویارویی وی با نظام سنتی مذهبی به پیش از ازدواج او و زمانی بازمی‌گردد که در آزمون نهایی دانشگاه کمبریج در شعبه "صومعه مریم و عیسیٰ" کراچی پذیرفته شد، اما به آنجا نرفت زیرا پدربزرگش پوشیدن حجاب را برای این کار شرط نهاده بود. وی در مصاحبه‌ای به سال ۱۹۷۵، این واقعه را شرح داده و گفته بود: "زنان در پاکستان به عنوان بخشی از اثاثیه منزل محسوب می‌شوند. ما انسانیم و می‌خواهیم صدایمان شنیده شود."وی برای ازدواج با ذوالفقارعلی بوتو نیز رو در روی سنت ایستاد و علی‌رغم شیعه بودن دو خانواده، ایرادهای قومی و طبقاتی که به این ازدواج می‌گرفتند را نادیده گرفت. خانواده حریری، هرچند در نهایت این ازدواج را پذیرفتند، اصلیت "سند"ی خاندان بوتو و تعلق نداشتن ایشان را به طبقه تجار متمول، مانع این وصلت می‌دیدند.
 
نصرت بیگم بوتو فعالیت سیاسی را پس از ازدواج شروع کرد و تا زمان اعدام همسر، دوشادوش وی حرکت کرد. وی از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ به عنوان بانوی اول پاکستان، رییس‌جمهور را در تمام سفرهای خارجی و میتینگ‌های سیاسی همراهی کرد و چهره‌ای از یک بانوی مدرن آسیایی به نمایش گذاشت.
 
پس از کودتای ژنرال ضیاءالحق و دستگیری ذوالفقارعلی بوتو، دولت نظامی دو راه پیش پای نصرت بوتو گذاشت: یک اینکه فرزندانش را بگیرد و به تبعید در خارج از کشور برود و دوم اینکه بماند و دور از سیاست زندگی کند. وی هیچکدام را نپذیرفت و شروع به تلاش برای آزادی همسرش و مبارزه با رژیم کودتا کرد. بانو نصرت با احیای مجدد حزب ضربه خورده مردم پاکستان (PPP)، چهره‌های شاخص حزب را تحت رهبری خویش جمع کرد و حزب مذکور را از فروپاشی و انشعاب نجات داد. فعالیت‌های وی موجب حصر این بانوی مبارز شد تا جایی که حتی پس از اعدام همسرش در سال ۱۹۷۹، به وی اجازه حضور در مراسم عزاداری داده نشد. نصرت بیگم پس از مرگ ذوالفقارعلی بوتو به مدت چهارسال رهبری حزب مردم را به دست گرفت و در سال ۱۹۸۲ پس از اینکه نخستین نشانه‌های بیماری سرطان در وی ظاهر شد، اجازه خروج از کشور را جهت درمان از دولت نظامی وقت دریافت کرد.
 
خانم نصرت بوتو پس از کناره‌گیری از رهبری حزب مردم، این مقام را به دخترش بی‌نظیر سپرد و این امر مقدمه‌ای شد تا بی‌نظیر که تحت نظارت چنین مادری رشد کرده بود، بعدها مقام نخستین رهبر زن یک کشور مسلمان را در تاریخ از آن خود سازد. سپردن این مقام به بی‌نظیر، خود از تصمیم‌های برجسته در آن دوران بود. زمانی که معمولاً فرزند پسر کاندیدای احراز چنین پست‌هایی می‌شد و بسیاری از بزرگان حزب، مرتضی بوتو را جانشین بعدی می‌شناختند، نصرت بوتو، با شهامتی که مختص او بود، دخترش را به جانشینی معرفی کرد و بر نظرش مبنی بر لیاقت زنان برای رهبری سیاسی پای فشرد. بی‌نظیر بوتو در سال ۲۰۰۳ طی مصاحبه‌ای اعلام کرد که فرهنگ مادر که ریشه در اصالت کردی‌اش داشت، عاملی برای تربیت وی و رسیدن به مقام نخست وزیری بی‌نظیر بود.
 
از زندگی در تبعید تا مرگ
 
همانگونه که اشاره شد، خانم نصرت بوتو از سال ۱۹۸۲ برای معالجه بیماری سرطان از پاکستان خارج شد. روند بیماری او و اوضاع داخلی پاکستان که دائماً در حال تغییر بود، بخت حضور مجدد را در عرصه سیاسی پاکستان به وی نداد. در اواسط دهه نود میلادی، نخستین نشانه‌های بیماری آلزایمر نیز ظاهر شد و این بیماری پس از قتل پسرش دکتر مرتضی بوتو در سال ۱۹۹۶ شدت یافت. وی که شاهد مرگ همسر و دو پسرش (تا آن زمان) بود از حضور در عرصه‌های عمومی کناره جست و در روز بیست‌وسوم اکتبر سال جاری درگذشت. جسد وی برای دفن در کنار همسرش به مقبره خانوادگی در قریه خدابخش، واقع در ناحیه سند پاکستان فرستاده شد.
 
زنی ایرانی‌الاصل با ریشه کردی، نام خود را در تاریخ کشور نوپای پاکستان با تاریخ شصت‌وسه ساله و منطقه آسیا با تاریخی هزاران ساله جاودان کرد. با مرگ وی، پاکستان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های سیاسی خود را که در پرتلاطم‌ترین فصول تاریخ این کشور نقش آفرینی کرد از دست داد.
 
پا‌نویس‌ها:
 
[۱] ذوالفقارعلی بوتو (۱۹۲۸ تا ۱۹۷۹ میلادی) نهمین نخست‌وزیر و چهارمین رئیس‌جمهور پاکستان بود. وی حزب مردم پاکستان (PPP) را بنیان نهاد که از زمان تأسیس تا کنون بزرگ‌ترین و اثرگذارترین حزب در عرصه سیاسی پاکستان به شمار می‌آید. ذوالفقارعلی بوتو، دانش‌آموخته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه‌های برکلی کالیفرنیا و آکسفورد انگلستان بود و از نظر سیاسی به نوعی سوسیالیسم وابستگی داشت. او به سال ۱۹۷۷ در کودتایی توسط ژنرال ضیاءالحق برکنار و دوسال بعد اعدام شد اما حزب و خانواده وی تا کنون قدرت برتر خویش را در صحنه سیاسی پاکستان حفظ کردند.
 
[2] بی‌نظیر بوتو (۱۹۵۳ تا ۲۰۰۷ میلادی)، دختر ذوالفقارعلی بوتو و نصرت بیگم بوتو، یازدهمین نخست‌وزیر پاکستان و نخستین زنی بود که به‌عنوان رهبر بک کشور مسلمان انتخاب شد. وی در حالیکه پس از ۹ سال تبعید برای شرکت در انتخابات عمومی پاکستان به کشورش بازگشته بود، در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ طی یک حادثه تروریستی در شهر راولپندی ایالت پنجاب پاکستان به قتل رسید. مسئولیت این ترور را طالبان پاکستان به عهده گرفتند.

کامبیز غفوری

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:25 ] [ کاوه ]
"اگر در بیست و چهار ساعت آینده مُردم، از مردم می‌خواهم که راه مبارزه مسالمت‌آمیز را ادامه دهند. من نمی‌خواهم که کسی به خاطر من آزاری ببیند"


وضعیت عبدالهادی خواجه، فعال سیاسی و مدافع حقوق بشر بحرینی زندانی، در پی اعتصاب غذایی که از ژانویه آغاز کرده وخیم گزارش شده است.

او به اتهام توطئه علیه کشور به حبس ابد محکوم شده است، اما فعالان حقوق بشر می‌گویند دادگاه او "شدیدا ناعادلانه" بوده است.

 
خانواده او در روز ۲۰ آوریل - چند روز مانده به برگزاری مسابقات فرمول یک در بحرین - گفتند که از خوردن آب هم امتناع می‌کند. دو روز پیش از آن نیز گفته شده بود که او سرم‌هایی را که زنده نگهش می‌داشتند کشیده است.
او گفت که در پی حمله مردان نقاب‌دار پلیس به خانه دخترش، فکش از چهار جا شکسته بود.

او را به یک بیمارستان نظامی ارتش منتقل کردند و هفت روز با چشمان بسته دستانش را به تختش دستبند زدند. او به کمیسیون تحقیقات گفت که در زمانی که در بیمارستان بود، خود و خانواده‌اش با اذیت و آزار جنسی مورد ارعاب قرار گرفتند.

به گفته آقای خواجه او دو ماه بدون حق دسترسی به وکیل در سلول انفرادی نگهداری شد و در این مورد مداوما تحت آزار جنسی و ضرب و شتم نگهبانان قرار می‌گرفت.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:32 ] [ کاوه ]
برای جداسازی جزایر سه گانه از ایران باید از دریای خون گذشت.
اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۵ دسامبر ۱۹۹۲ خطاب به شورای همکاری حاشیه خلیج فارس و همپیمانان غربی آنان گفت: برای جداسازی جزایر سه گانه از ایران باید از دریای خون گذشت.

جزیرهٔ ابوموسی جزیره‌ای متعلق به ایران در خلیج فارس است. مساحت این جزیره در حدود ۲۵ کیلومتر مربع می‌باشد. جزیرهٔ ابوموسی در ۲۶ درجهٔ خط عرض شمالی و در ۵۵ درجهٔ خط طول شرقی واقع شده‌است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/7/7a/Strait_of_hormuz.jpg/413px-Strait_of_hormuz.jpg

فاصله میان «جزیره ابوموسی» و جزایر تنب به دلیل عمق مناسب آب تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکش‌های بزرگ است.



ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 19:56 ] [ کاوه ]
در ساخت بناهای جدید این جزایر نیز می توان دستورالعمل معماری ایرانی را به عنوان یک سیاست مهم پیگیری کرد تا آنچه از خانه و بازار و اداره و اماکن تفریحی در آن ساخته می شود به سبک و ظاهر بناهای اصیل ایرانی باشد.

در اردیبهشت سال 1389 در سایت عصرایران ، پیشنهاد تشکیل استان خلیج فارس را مطرح کردیم و از لزوم آبادانی و توسعه جزایر ایرانی خلیج فارس به ویژه جزایر سه گانه سخن گفتیم.

این طرح پیشنهادی، با واکنش کشورهای عربی و رسانه های آنان - به ویژه العربیه - مواجه شد و به شدت از احتمال اجرای آن ابراز نگرانی کردند و مقامات و سیاستمداران جنوب خلیج فارس ، طی مصاحبه هایی ابراز امیدواری کردند که این طرح اجرایی نشود.

در آن زمان ، هر چند برخی نمایندگان مجلس نیز از این پیشنهاد استقبال کردند و حتی اظهار داشتند که ان را در کمیسیون های تخصصی مطرخ می کنند ولی در عمل چنین کاری نکردند و ترجیح دادند به روزمرگی ها مشغول باشند و کاری نکنند که شیوخ  جنوب خلیج فارس آزرده خاطر شوند!

اینک اما کار حاکمان جنوب خلیج فارس بدانجا رسیده که به سفر رئیس جمهور ایران به جزیره بوموسی نیز می تازند و آن را نقض حاکمیت امارات بر این جزیره می دانند!

ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 13:30 ] [ کاوه ]

"ينام الرّجل على الثـكل، و لا ينام على الظّلم"

مرد بر مرگ فرزند آرام می‌گیرد، اما بر ستم، نه.

   امیرالمؤمنین؛ علی‌ بن ابی‌طالب

«عبدالکریم علی احمد الفخراوی» ‌ معروف به حاج کریم فخراوی یکی از شیعیان فارسی‌زبان و از فعالان رسانه‌ای و فرهنگی در بحرین بود که به دلیل فعالیت‌های اعتراضی علیه حکومت آل‌خلیفه، پس از بازداشت به‌دست عوامل دولت شکنجه و کشته شد.

خانوادهٔ وی که در اصل از بردستان شهرستان دیّر از استان بوشهر بودند، چندین نسل است که در بحرین زندگی می‌کنند. او دارای دیدگاه‌ها و فعالیت‌های انقلابی و مورد شناخت شیعیان بحرین بود. اشتغال وی در عرصهٔ ترویج فرهنگ تشیع بود و به نشر آثار شیعه از طریق انتشارات و کتاب‌فروشی زنجیره‌ای فخراوی (مکتبة الفخراوی) می‌پرداخت. این انتشارات مرکز توزیع آثار فرهنگی میان مردمان بحرین و سایر شیعیان در عربستان و امارات و دیگر کشورهای عربی است.

فخراوی همچنین از مؤسسان و سهام‌داران روزنامهٔ «الوسط» تنها روزنامهٔ مستقل و میانه‌رو در بحرین بود. روزنامه‌ای که به دلیل پوشش اخبار سرکوب اعتراضات توسط کمیسیون امور اطلاعات بحرین توقیف شد و تنها پس از تغییر مدیرمسئول آن مجدداً اجازهٔ انتشار یافت.

از جمله فعالیت‌های فرهنگی فخراوی، تقویت کتابخانه‌های مساجد و حسینیه‌ها و مدارس بحرین و اهدای گستردهٔ کتاب به این اماکن بود. او یکی از اعضای ارشد حزب سیاسی «الوفاق» (مهم‌ترین حزب اپوزوسیون در بحرین) بود و در میان دوستان خود به اخلاق، هوش و تعهد شناخته شده بود.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 19:18 ] [ کاوه ]

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 22:40 ] [ کاوه ]

سخنرانی دکتر مصدق قسمت اول

بشـــنوید


   

سخنرانی دکتر مصدق قسمت دوم

بشـــنوید

[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 14:32 ] [ کاوه ]

ظرف كمتر از 24 ساعت 16 افسر ارتش حكومتى سوريه از نيروهاى دولتى جدا شده و به مخالفان پيوستند. آنان علت اين جدايى را "كشتارهاى جمعىى صورت گرفته توسط ارتشيان اسد دانسته اند.

منابع خبری در جهان عرب ادعا کردند اين سه سرلشكر عبارتند از: "سرلشكر ستاد عدنان محمدالاحمد" رئيس شعبه ى شناسايى منطقه ى مركزى، "سرلشكر گشت هوابرد حسين محمد" از دانشكده فرماندهى منطقه ى شمالى و "سرلشكر ستاد زياد فهد" از فرماندهى عالى ستاد ارتش سوريه.


يك نوار ويديويى كه از سوى مخالفان اسد بر روى شبكه ى يوتيوب در همين رابطه منتشر شده است خبر از آن مى دهد كه خانواده ى سرلشكر زياد فهد و خانواده ى پدرى او در پى جدايى او از ارتش حكومتى، با قطع برق از خانه هايشان مواجه شده اند.

همه ى 16 افسر جداشده از ارتش بشار اسد، از پيوستن خود به ارتش آزاد سوريه خبر داده اند. در پيام عدنان محمد الاحمد در همين زمينه آمده است كه "در اعتراض به خونريزى ها و كشتارهاى جمعى برنامه ريزى شده و نيز در مخالف با تبديل ارتش از مدافع مرزها بودن به اشغالگرى مناطق مسكونى مردم معترض و زيرپا نهادن اخلاق انسانى، از ارتش حكومتى جدا مى شوم".

گفتنى است ارتش سوريه 300 هزار نفر را شامل مى شود كه اغلب آنها را سربازان وظيفه تشكيل مى دهند. سوريه 7 لشكر زرهى و 3 لشكر پياده دارد. علاوه بر اين گارد رياست جمهورى و نيروهاى ويژه نيز از نظام بشار اسد حمايت مى كنند. ليكن نظام تنها به لشكر چهارم تحت فرماندهى ماهر اسد- برادر رئيس جمهورى- كه 20 هزار نفر ابواب جمعى دارد و نيروى 10 هزار نفرى گارد رياست جمهورى كه مستقيماً از بشار اسد دستور مى گيرد اعتماد كرده است.

[ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 10:9 ] [ کاوه ]

ترک و آذری را با هم یکی نکنیم

تفاوت های ترک و آذری 

این اشعار نظامی گنجوی شاعر بلند آوازه ای است که او را فردوسی دوم میدانند:

 تُرکی صِفَت وَفای ما نیست            تُرکانِه سُخن سِزای ما نیست
 آن کز نَسَبِ بُلَند زاید                   او را سُخن بُلند باید
به نِفرین تُرکان زَبان بَرگُشاد            که بی فِتنِه تُرکی زِ مادَر نَزاد
زِ چینی بِجُز چینِ اَبروُ مَخواه                     ندارند پِیمان مردم نِگاه
سُخن راست گُفتند پیشینیان        که عَهد و وَفا نیست در چینیان
 همه تَنگ چِشمی پَسندیده اند             فَراخی به چَشمِ کَسان دیده اند
خبر نی که مهر شما کین بُوَد          دل تُرکِ چین پُر خَمُ و چین بُوَد
اگر تُرکِ چینی وَفا داشتی                     جهان زیرِ چین قَبا داشتی
هَمه عالم تَن است و ایران دِل             نیست گویندهِ زین سُخن خَجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد                       دل ز تَن به بود یقین باشد

[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 0:6 ] [ کاوه ]

فعالان بحرینی با انتشار تصاویری در اینترنت دست داشتن پسران دیکتاتور بحرین را در سرکوب و شکنجه مخالفان و معترضان در این کشور فاش کردند.
 تصاویر ویدئویی منتشر شده نشان می دهد که فرماندهی عملیات سرکوب و شکنجه معترضان بحرینی از سوی ناصر بن حمد آل خلیفه یکی از فرزندان پادشاه بحرین و فرمانده گارد سلطنتی این کشور و دیگر فرزندان وی صورت می گیرد.

این تصاویر، ناصر بن حمد آل خلیفه را هنگام هدایت عملیات سرکوب معترضان نشان می دهد.

فعالان بحرینی تاکید کرده اند که تعدادی از پسران پادشاه بحرین به طور مستقیم در شکنجه بازداشت شدگان و زندانیان بحرینی دست دارند و حملاتی که ضد فعالان بحرینی صورت می گیرد به دست پسران پادشاه از جمله خالد و ناصر و فرزندان دیگر درباریان بحرینی انجام می شود.
 
پیش از این نیز شیخ محمد حبیب المقداد از بازداشت شدگان بحرینی فاش کرده بود که ناصر بن حمد آل خلیفه از ابتدای بازداشت وی در ماه مارس ۲۰۱۱ مستقیم در شکنجه اش مشارکت می کرده است.

[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 14:41 ] [ کاوه ]

احمدی‌نژاد در مراسم افتتاح «خانه ایران» در تاجیکستان گفت: ملت ایران اجازه نخواهد داد تا قلدر‌ها به ملت‌ها زور بگویند و داشته‌های آن‌ها را چپاول کنند.

احمدی‌نژاد در ادامه سخنرانی خود با اشاره به سابقه درخشان فرهنگی ایران و ذکر این نکته که ۲ مثال تاریخی در رابطه با مدیریت ایرانی و مدیریت غربی وجود دارد که یکی به ۲۵۰۰-۲۶۰۰ سال قبل برمی‌گرد و دیگری به ۱۰-۱۲ سال اخیر، گفت: در ۲۵۰۰-۲۶۰۰ سال قبل در عراق اقلیتی زندگی می‌کردند که پیرو حضرت موسی (ع) بودند که تنها گروه موحد بعد از ایرانی‌ها بودند. این گروه از حاکم خود رنج می‌بردند و در ‌‌نهایت دست به دامن حاکم ایران کوروش که یک جوان مؤمن و موحد بود، شدند و کمک خواستند. این مرد بزرگ حرکت کرد و عراق را فتح نمود و در این نبرد بزرگ کسی کشته و به اسارت گرفته نشد، خانه‌های مردم خراب نشد، شهر‌ها و مزارع ویران نشد و بعد از فتح عراق فرمانی صادر و آزادی، عدالت و کرامت انسانی را مورد تأکید قرار داد و موحدان را نجات داد. این یک نمونه مدیریت ایرانی در تاریخ است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 21:41 ] [ کاوه ]

نرم نرمک می رسد اینک بهار

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌ پوشی به کام
باده رنگین نمی ‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می ‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 23:10 ] [ کاوه ]


[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 16:22 ] [ کاوه ]

 چهارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری,ترقه چهارشنبه سوری

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.
مراسم چهارشنبه سوری :
چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری )-یکی از آیین های نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.

برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از

آجیل چهارشنبه سوری :

رسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

 فالگوش ایستادن ،یکی از مراسم چهارشنبه سوری:

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.
بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( ... ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسی مریض نبایستی رفتن. و منوچهری گوید:

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                    به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 23:30 ] [ کاوه ]

این اولین اعلام حمایت رسمی از سوی یک مقام ارشد «حماس» است.

http://www.google.com/hostednews/afp/media/ALeqM5iwrG0KQDQY_CX15XXSV-TzfuodWw?docId=photo_1330096629404-1-0&size=l

«اسماعیل هنیه» نخست‌وزیر دولت منتخب فلسطین در سخنرانی امروز خود در قاهره، «نبرد حماسی مردم سوریه» برای دموکراسی را ستایش کرد.

این سخنرانی که در اجتماع مردم قاهره و پس از نماز جمعه در مسجد الأزهر ایراد شد، اولین اعلام حمایت رسمی از مخالفان بشار الأسد از سوی یک مقام ارشد «حماس» است.
[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 19:21 ] [ کاوه ]
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی
اتحادیه کشور
های وارث
تمدن ایرانی
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 17:21 ] [ کاوه ]
هو الله
ديباچه عهدنامه ايران و روس

الحمدالله الوافي و الكافي بعد از انعقاد عهدنامه مباركه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتين عليتين و ظهور آداب كمال مهرباني و يكجهتي حضرتين بهيٌتين به مقتضاي حركات آسماني برخي تجاوزات ناگهاني از جانب سر حد داران طرفين به ظهور رسيده كه موجب سنوح غوايل عظيمه شد و از آن جا كه مرآت ضماير پادشاهانه جانبين از غبار اين گونه مخاطرات پاك بود اولياي دولتين عليتين تجديد عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و كوشش هاي منصفانه در دفع و رفع غايله اتفاقيه به ظهور رسانيده عهدنامه مباركه جديد به مباني و اصولي كه در طي فصول مرقومه مذكور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وكلاي دولتين عليتين و در ماه شوال در سال هزار و دويست و چهل و نه هجري به امضاي همايون شرف استقرار و استحكام پذيرفت. بر اولياي دولتين لازم است كه از اين پس در تحصيل موجبات مزيد دوستي و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحكام و استقرار معاهده مباركه را به مراودات دوستانه متزايد خواهند و اگر در معدات تكميل امور دوستي قصوري بينند به امضاي خواهشهاي منصفانه تدارك آن را لازم بشمارند و دقيقه از دقايق دوستي را مهمل و متروك نگذارند.

ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 9:18 ] [ کاوه ]

هوره ساده ترین، ابتدایی ترین و اصیل ترین گونه موسیقی است که اکنون به تکثر و هزارگونه گی زبانی و کیفی در آمده است. ما ایرانیان بخصوص مردمان کردزبان غرب کشور این گونه آواز ابتدایی و اصیل را هوره می نامیم، کلمه هوره و نامگذاری آن قدمتی حدوداً ۷۰۰۰ ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زردتشت می رسد در ”گات های یسنا“ که بخش مهمی از اوستا کتاب مقدس زرتشتیان می باشد بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده که آنرا هوره نامیده اند، هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک، پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 13:11 ] [ کاوه ]


میرزا محمدتقی خان امیرکبیر،‌فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی در سال ۱۲۲۲ قمری در هزاوه از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. پدرش در دستگاه میرزا عیسی پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌‌مقام سمت آشپزی داشت. میرزا محمدتقی خان به دلیل هوش و استعداد کم‌نظیرش از همان دوران نوجوانی، مورد توجه میرزا بزرگ و سپس قائم‌مقام فراهانی قرار گرفت و به ترتیب به سمت منشی‌گری آن دو دست یافت و به سرعت مورد توجه قائم‌مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه قرار گرفت. فریدون آدمیت در کتاب امیرکبیر و ایران از قائم‌مقام نقل می‌کند که گفته است: «حقیقت من به کربلایی قربان حسد بردم و بر پسرش می‌ترسم ... این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌گذارد».

ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 20:9 ] [ کاوه ]

در اجراي اصلاحيه قانون انتخابات ايران، از 16 ديماه 1331 [زمان حکومت دکتر مصدق] بحرين داراي يك نماينده در مجلس شوراي ملي شد. اين قانون در چهارم ديماه آن سال به تصويب رسيده بود. بحرين كه طبق قانون مصوب، تا اواخر دهه 1340 كه شاه [پهلوی دوم]، در مصاحبه اي در هند، درپاسخ به پرسش يك روزنامه نگار (!) ناگهان و به طور غير منتظره با انجام رفراندم و آن هم يكجانبه و تنها در بحرين موافقت كرد، استان چهاردهم ايران به حساب مي آمد. شاه با این تصمیم که نقض سوگند او بود عملا با تجزیه ایران موافقت کرد!. شاه در دوران سلطنت خود و بويژه پس از کودتاي 28 امرداد 1332 زير نفوذ آمريکا و انگلستان قرارداشت.

[ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 22:46 ] [ کاوه ]
  در سال ۱۳۳۶ در جلسه‌ای با حضور شاه، بحرین به عنوان یکی از استان‌های ایران شناخته می‌شود، یعنی ایران دارای سیزده استان بود و بحرین و دیگر جزیره‌ها را تبدیل به یک استان می‌کنند و به آن استان چهاردهم می‌گفتند و در مجلسی هم که من در آن بودم به صورت نمادین دو کرسی نمایندگی بحرین خالی بود؛ چون ما به این دلیل که بحرین زیر سلطه انگلیس‌ها بود نمی‌توانستیم در آنجا انتخابات برگزار کنیم. سال‌ها بود که ایران بر آن مناطق مالکیت داشت اما نمی‌توانست حاکمیتش را اعمال کند،

ادامه مطلب
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 0:46 ] [ کاوه ]

در سالگرد تبدیل آران ایران به جمهوری آذربایجان:
 اول ژانویه؛ روزی که روسیه ایران را به کام خودخواهی خویش کشید

دولت مسكو اول ژانويه 1925 و درست سه سال پس از اعلام تبديل نام روسيه شوروي به اتحاد جماهير شوروي، مرو و بخارا و دیگر مناطق شمال شرقي خراسان بزرگتر را كه مهد ادبيات فارسي و تمدن ايراني بودند، جدا كرد و تاجيك‌ها (پارسي زبانان) را به نام منطقه خود مختار بدخشان از مرزهاي ايران دور ساخت. با همين سیاست، دولت مسكو در همان دهه مناطقي از قفقاز جنوبي (آران) را كه پیشتر بنا بر قراردادهاي گلستان و تركمنچاي از ايران جدا ساخته بود، «جمهوري آذربايجان» ناميد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 0:15 ] [ کاوه ]

آیااین مردم است که فردی را دیکتاتورمی کنندویادیکتاتور است که مردم را گوسفندواربه تعظیم خود وامی دارد؟

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 21:34 ] [ کاوه ]
[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 21:19 ] [ کاوه ]
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 22:39 ] [ کاوه ]
ژئوپارک به مناطقی طبیعی گفته می‌شود که در برگیرنده جاذبه‌های علمی و زمین‌شناختی هستند و علاوه بر آن می‌توانند دارای جاذبه‌های متعدد طبیعی و فرهنگی دیگر نیز باشند. این محدوده‌های جغرافیایی باید توسط یک مدیریت واحد به‌طور دائم تحت مراقبت و حفاظت قرار بگیرند تا ارزش‌های طبیعی و زمین‌شناختی آن‌ها محفوظ بماند. هر ژئوپارک باید حداقل دارای چندین جاذبه طبیعی و زمین‌شناسی خاص باشد. شبکه جهانی ژئوپارک‌ها که توسط سازمان یونسکو راه‌اندازی شده است سه هدف عمده را در خصوص این مناطق دنبال می‌کند: حفاظت، آموزش و زمین گردشگری یا ژئوتوریسم.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 13:58 ] [ کاوه ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بحرین نه ملک دزد و بیگانه بود بحرین ترا خانه و کاشانه بود

بر شیخ بگو که می ستانیم از او این ها که بگویم نه افسانه بود
........................
بحرین
استان چهاردهم کشورم ایران

بحرین ای خاک دور مانده از میهن میدانم
که به خاطر دورماندنت چقدر اندوهگینی...
سعی میکنم حس اسارتت را درک کنم...
بحرین مظلوم میدانم چه سخت است
تحمل اسارت مزدوران استعمار .....
بحرین... بازمیگردانیمت.
امکانات وب
.................